محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
مقدمهء مترجم 31
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى )
اشكال آن دو را رفع كرده باشد ، و همين طور هيچ كس از اهل علم ظاهر و باطن جواب مرا داده باشد » . * * * در ميان تأليفات شيخ - قدس سره - وصيت نامهاى هست به نام : وصية الشيخ صدر الدين عند الوفاة ، ما اين وصيت نامه را از آن جهت كه معرّف شخصيت و نيز اعتقاد او به حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف بود از روى نسخهء كتابخانهء شهيد على پاشا گراور كرده و پس از تصحيح متن عربى آن ، عين متن اصلاح شده آن را همراه با ترجمهء فارسى آن در مقدمهء كتاب فكوك قرار داديم تا حاق عقيده و روش اين عارف نامدار كه متأسفانه تاكنون چهرهء معنوىاش در آينه تاريك تاريخ جلوهگر نشده ؛ شناخته شود و اين كار ، روزنهاى باشد كه به كانون نور گشوده گردد ، باشد كه در آينده بيشتر شناخته شود و براى شناختن اين شخصيت عظيم اسلامى منتظر مستشرقان و غربىگرايان نباشيم « 1 » . در هر سطر اين وصيت نامه رموزى نهفته است كه آن را جز راسخان در علم نخواهند شناخت ، عليهذا چون آن وصيت نامه در آنجا مفصلا هم گراور و هم متن عربى آن حروف
--> ( 1 ) - و به قول استاد بزرگوار آشتيانى : اكثر دانشمندان مسلمان عرب و غير عرب ؛ به واسطه عدم احاطه به افكار محققان از عرفا و حكما در اظهار نظر پيرامون اين قبيل مطالب بدون تعمق و تدبر از دانشمندان و مستشرقان مغرب زمين متأثر شدهاند ، علت اساسى كار را بايد در عدم خبرگى و بىتميزى اين دانشمندان اسلامى جستجو كرد ، غربيها بدون تلمذ نزد متفكران از ارباب عرفان ؛ پيش خود از راه مطالعهء صرف در افكار عرفاى اسلامى بحث نمودند و ممالك اسلامى به واسطه انغمار در افكار غربىها و از دست دادن ارباب معرفت ؛ براى فرا گرفتن عرفان و تصوف و فلسفه كه اسلافشان مؤسس آن بودند به دانشمندان غربى پناه بردند و به تأليف آثار در زمينهء عرفان و فلسفه اسلامى پرداختند و ناشيانه مطالبى به سلك تحرير درآوردند و اوهام و اغلاط مستشرقان را به خورد طلاب معارف اسلامى دادند و در نتيجه ، كار به جايى رسيده كه هر چه به نام فلسفه و عرفان منتشر مىكنند مملوّ از اوهام و حاكى از گرفتارى اين مؤلفان در تله و دام خيالات و مجعولات است . واى اگر از پس امروز بود فردايى .